امروز رفتم دکتر بابت جوش هایی که مدام درمی اوردم...استرس کنکور هم بیشترش کرد...دکترش به حدی کارش خوبه که از اصفهان میان اینجا پیشش...کلا تهرانم بری میگن برو پیش فلانی....ولی این جناب دکتر خیلی ادمو ضایع میکنه....یه کرم بهم داد که البته خودش اونجا درستش کرد بعد منم پرسیدم که مثل لایه بردار نیست صورتم پوستش بریزه چون بیرون رفتن خیلی وحشتناکه با اون وضع نگاه عاقل اندر صفیحی بهم انداخت گفت حالت خوبه؟؟یعنی واقعا انتظار داره من بدونم اون چیه....اخه دکتررررر من حتی دانشجوی پزشکی هم نیستم چه برسه به پزشک....خو یه توضیحی چیزی....من اگهپزشک بشم...دقت کنید اگه...اصصصصلا جوری رفتار نمیکنم که مریضم فکر کنه احمقه...البته خب اونم سرش خیییییلی شلوغ بود واقعا بیمارهارو دوتا دوتا میدید...ولی بازم تو کمتر از۵ مین ۴بار ضایعم کرد بی خرد نا هنجااار....:( خیلی بد بود دوست داشتم کلمو بکوبم به اون اسپیکرش که داشت اهنگ پخش میکرد الان یادم نیست اسم خوانندش چی بود......
برچسب:
نویسنده: باران قنبریپور